X
تبلیغات
از در مخفی

چهارشنبه 1390/01/17

گفت و گوی من و بابک صحرانورد

 

 

شعر کوتاه غالبا نتیجه ی یک کشف منتزع زبانی و معنایی است

بابک صحرانورد

babaksahranavard@yahoo.com

 
 شعر كوتاه، كجاي جريان پست مدرن قرار دارد؟

بهتر است که ما مولفه های پست مدرن را یک امکان زبانی و معنایی برای شعر تلقی کنیم  و نه یک چارچوب مسلط در آفرینش های شاعرانه . یعنی شعر پست مدرن لزوما یک قرارداد ادبی نیست که تخطی از آرمان های آن شعر را از مملکت پست مدرن نفی بلد کند بلکه  یک منظر نسبتا نو برای تماشا و فهم جهان است که می تواند با دیدگاه های دیگر تلفیق هم بشود . بنابر این وقتی شما می پرسید که شعر کوتاه در کجای پست مدرنیسم قرار می گیرد من می گویم همه جا و هیچ جا . شعر کوتاه با آرای پست مدرنیسم نه توازی دارد و نه تلاقی . مثل این که بگوییم  رباعی در جریان رمانتیسم ایرانی چه جایگاهی دارد . حتا ساختار شکنی یا " فرم باز " که در آرای پست مدرنیست ها مطرح می شود ( و بالطبع در شعر بلند  بیش تر قابل طرح است ) در شعر کوتاه بالکل تعطیل نمی ماند . به هر حال من  التزامی در تاثیر این دو مقوله بر هم احساس نمی کنم .

 آيا مي‌توان گفت گسترش ميني‌ماليسم عرصه را بر شعر بلند تنگ كرده و ابزارهاي دنياي ديجيتال، در اين امر سهيم بوده است؟

مسئله این است که عرصه بر شعر بلند به هیچ وجه تنگ نشده و من نمی دانم این نتیجه گیری زاده ی کدام تحقیق علمی است ؟ زمانی که رمان " کلیدر " نوشته می شد بیژن جلالی هم بود با شعرهای کوتاهش و خواننده هم داشت . در ثانی ملاک شما برای شعر کوتاه و بلند به راستی چیست ؟ اتفاقا ابزارهای دنیای دیجیتال حتا شاید به گسترش شعر بلند هم کمک کند چون در آن جا محدودیت صفحه و  مشکل افزایش هزینه ی نشر وجود ندارد و چون بین خلق اثر و ارائه ی آن چندان فاصله ای هم نیست ، ویرایش و تامل بر شعر خلق شده – گاه-  چندان جدی گرفته نمی شود .

 ارزيابي شما از رويكرد دوباره نسل جوان به رباعي در دهه هشتاد چيست؟

رباعی در شعر امروز در مقطع انقلاب و سپس جنگ  است که  احیا می شود و انبوهی از شاعران این قالب را به واسطه ی تهییجی بودن و کوتاه بودن ( و در نتیجه تسریع در خلق اثر و خوانش آن ) به قالبی کاریزماتیک و پر طرفدار بدل می کنند اما در دهه ی هشتاد من جریان یا اقبال ویژه ای در این خصوص شناسایی نکرده ام .

 مسئله ساختار در شعر كوتاه چه جايگاهي دارد؟ و فرا رفتن ازين ساختار چگونه ميسر است؟

البته شعر کوتاه هم می تواند حائز ساختار باشد اما به قدر وسع خود و نه بیش تر . ساختار می تواند از یک سطر به شکلی آغازین شروع شود و با روند رو به تزاید شعر به گسترش برسد و حتا خصایص ترکیبی پیدا کند . خوب بدیهی است که هنر شاعر در چنین شرایطی بیش تر نمود پیدا می کند . مثل رانندگی که در مسافت صد متر و در یک جاده ی هموار راحت تر است تا در جاده های پیچ در پیچ و طولانی . شعر کوتاه غالبا نتیجه ی یک کشف منتزع زبانی و معنایی است که از خود آن کشف آغاز و بدان تمام می شود و هنر شاعر معماری این کشف است .


آيا رباعي فارسي را مي‌توان نظير مناسبي بر هايكوي ژاپني دانست و اگر نه، چرا؟

من دلیلی برای این مقایسه نمی بینم . شعر هایکو سر جای خود است و رباعی هم سر جای خود . المپیکی هم قرار نیست برگزار شود برای قالب ها و فرم های شعری در جهان . پس این مقایسه به چه درد می خورد ؟


 آيا تعبير «هايكوي فارسي» را تعبير مناسبي مي‌دانيد؟ و اصولاً تحقق هايكو با همه الزاماتش در زبان فارسي (و ساير زبان‌ها جز زبان و فرهنگ ژاپني) امكان‌پذير است؟


من به شعر کوتاه می گویم شعر کوتاه و هر کس هم که از کلمه ی هایکو استفاده کند ناراحت نمی شوم. اگر منظور شما از هایکو شعر کوتاه باشد خوب در تمام فرهنگ ها قابل اجراست .

 ميل به ساده‌نويسي در تعدادي از شاعران دو سه سال اخير بويژه در حوزه شعر كوتاه، آيا واكنشي به شعر دهه هفتاد و اوايل دهه هشتاد (نحله‌هاي مختلف شعر پست مدرن) است كه نتوانست انتظارات ‌مخاطبان را بر آورده كند؟ يا از سر راحت‌طلبي است؟

این سوال بر دو فرض غلط استوار است . اول این که شعر کوتاه لزوما ساده نیست . گاه ساده خوانی با ساده نویسی خلط می شود. فرض خطای دوم این است که  شعر دهه ی هفتاد یا هشتاد نتوانست انتظار مخاطبان را پاسخ بگوید.  مسئله ی سومی هم هست که مخاطبان در این سوال ظاهرا تمام خوانندگان شعر امروز در نظر گرفته شده اند در حالی که هر شعر یا مخاطبی مسائل و سطح فکری و سلیقه گی خود را دارد. این آمار واقعا از کدام پژوهش نتیجه شده است ؟ من گمان می کنم که حتا شعرهای ساده ی این سال ها از کوره ی بازی های زبانی و معنایی شاعران دهه ی هفتاد و حتا پیش تر از آن سربرآورده اند چرا که این  مولفه ها کشف این شاعران نبود بلکه احیا و اعتلای این رفتارها  و دینامیک کردن آن ها بود. البته منظور من شعر ساده انگار نیست بلکه شعری است که رفتارهای تجربی را بدون انقطاع از فرهنگ شعری ( سنت شعری ) به درون می کشد و زندگی می کند .

آيا مي‌توان تعريفي براي شعر كوتاه ارائه كرد كه قابل اطلاق به تمامي جريان‌هاي موجود شعر كوتاه باشد؟

نه نمی شود . اگر بحث ما در حیطه ی شعر سنتی بود چون در آن جا  محدوده ی کلی قوالب مشخص است  این امکان وجود داشت اما شعر امروز برای طول شعر حکمی نداده که با تکیه بر آن شعر کوتاه و بلند را تعریف کنیم.


   جايگاه نيما را در شعر كوتاه امروز فارسي كجاست؟

نیما بانی شعر امروز و معمار این ساختمان است اما درباره ی نقش او در شعر کوتاه نمی دانم چه بگویم. گمان نمی کنم نیما به طور اخص در این مسئله  جای پایی داشته باشد منتها  شکستن تقید تساوی مصرع ها  و توصیه به  عینی کردن یافته های شاعرانه  با تکیه بر سمبل شاید  به  کوتاه نویسی کمکی کرده باشد .


 آیا تصور نمی کنید که امروزه شاعران تمایل بیشتری به شعر کوتاه  بیشتر از جریان های دیگر نشان داده اند و ایا این قضیه، مسله ای جهانی ست یا منطقه ای؟

نه گمان نمی کنم . شعر کوتاه مثل شعر بلند است از نظر ارزش شاعرانه و اصلا موجبیتی برای توجه خاص ندارد . در ضمن شعر کوتاه جریان نیست  پس مولفه یافتن و مولفه گذاری در آن کلا باطل است

نقل از سایت " آنات "

  

نوشته شده توسط بهزاد خواجات در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1390/01/04

آخرین نقش الیزابت

الیزابت تیلور اسطوره بازیگری سینما در سن 79 سالگی بر اثر ایست قلبی بدرود حیات گفت.به گزارش آکادمی هنر، الیزابت تیلور در خانه خود صبح امروز چهارشنبه 3 فروردین در لس­آنجلس در سن 79 سالگی فوت کرد. تیلور در کنار بت دیویس، کاترین هپبورن و اینگرید برگمن چهار افسانه بازیگری زن در سینما محسوب می­شدند. تیلور تنها ابرستاره بازیگری زن در قید حیات بود که او هم رفت ولی یاد و خاطره­اش با دوستدارانش، فیلم­هایش برای تمام سینمادوستان و ستاره­اش بر روی زمین بورلی هیلز همیشه باقی می­مانند. الیزابت تیلور در فیلم­های بزرگی ایفای نقش کرد که یکی از آن­ها کلوپاترا بود. این فیلم پرهزینه به زعم اغلب کارشناسان سینما، ژانر حماسی را از بین برد ولی همیشه یاد تیلور و کلوپاترا بودن آن با تاریخ سینما باقی ماند. چندی پیش قرار بر بازسازی فیلم کلوپاترا گرفتند و آنجلینا جولی را برای ایفای نقش ملکه مصر برگزیدند. جولی خود به این امر اشاره داشته است که هیچ گاه نمی­تواند مانند تیلور شود و این نقش با الیزابت تیلور در سینما باقی خواهد ماند.

 الیزابت تیلور برنده 2 جایزه اسکار برای باترفیلد 8 و چه کسی از ویرجینیا وولف می­ترسد و یک اسکار افتخاری در فیلم­های به­یادماندنی دیگری چون: آخرین باری که پاریس را دیدم، گربه روی شیروانی داغ، پدر عروس، غول،  مکانی در آفتاب، ناگهان تابستان گذشته، کلوپاترا، رام کردن زن سرکش ایفای نقش کرده است.

 

نوشته شده توسط بهزاد خواجات در |  لینک ثابت   • 

پنجشنبه 1390/01/04

 

پس ترازوها

کی وزن می شوند ؟

پاس اصغر فرهادی و " جدایی نادر از سیمین " اش

کلاه از سر بر می دارم  و  تماشای این فیلم را وظیفه می دانم

نوشته شده توسط بهزاد خواجات در |  لینک ثابت   •